شيخ حسين انصاريان

106

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

نماينده خدا و مالك رقاب عباد الهى ، بيداران و صاحبان علم را به محاكمه كشيده و به خاطر اين كه علومشان با كتب مذهبى تحريفى و عقايد كليسا موافق نبود محاكمه و محكوم كردند . در كتاب « رويدادهاى مهمّ تاريخ » جهان آمده است : بزرگ‌ترين بدبختى در آن روزگار غم‌آلود و ترسناك اين بود كه انسان از شكنجهء انسان غرق شور و شعف و نشاط مىشد ، انسان عطشى فوق‌العاده براى كشتن انسان در وجود خود احساس مىكرد . آيا انسان ممكن است اسير و گرفتار شادىها باشد و آيا ممكن است اين شادىها را با ديدن انسان ديگرى در غل و زنجير دو چندان كند ؟ آيا ممكن است آيين ( به اصطلاح ) مذهبى طريق كشتار و خونريزى را به بشريّت بياموزد و دانشمندان و متفكّران را در ميان شعله‌هاى سوزان آتش با تشريفات خاصّى بسوزاند ؟ خميرمايهء نانى كه پاپ در دورهء انگيزيسيون به مردم پيشنهاد كرده بود اين بود كه افكار آن‌ها مانند موم بايد در دست كشيشان كليسا باشد . مارسل كاشن مىنويسد : در دورهء انگيزيسيون پنج ميليون تن انسان را به اتّهام فكر كردن و نپذيرفتن فرمان پاپ به صليب كشيدند ، تنها سال‌هاى 1481 - 1499 به دستور دادگاه‌هاى تفتيش عقايد 1020 نفر را زنده در آتش افكندند و 6860 تن را شقّه كردند و 97023 نفر را آن قدر زجر دادند تا زير ضربات شكنجهء شلّاق ، دنيا را وداع گفتند ؛ مردم را دسته دسته به اتّهامات واهى دستگير و سنگسار مىكردند . ولتر نويسندهء فرانسوى حق داشت كه بگويد : آيين اسلام وجود خود را به حدّ اعلاى انسانيّت و جوانمردىهاى بنيان‌گذارش مديون